خاطره اي از کريستين امان پور
يکبار يادم هست در نيويورک خواستم در فرصت يک دقيقه اي با لري کينگ مصاحبه کنم.به چشم بر هم زدني نشستم مقابلش و خيلي تند سوالم را پرسيدم.لري کينگ آمدجواب بدهد که خانم کريستين امان پور پريد وسط ماجرا.گفت:"اين کار شما خيلي غير حرفه ايست آقاي نجف زاده!شما بايد اول با دفتر سي ان ان در فلان جا هماهنگ کنيد.امکان ندارد بگذارم مصاحبه کنيد".بعدبلند نچ نچ مي کرد و مي خواست ما را بلند کند.يک خانم ديگري هم که فارسي زبان بود و همکارش با کمال احترام به خانم امان پور هر چه او مي گفت تکرار مي کرد و من محکم به صندلي ام چسبيدم.بعد از لري کينگ خواستند بلند شود و بدون هماهنگي حرفي نزند.پيرمرد تحويل نگرفت.
گفتم ببخشيد ديگر ما حرفه اي نيستيم خانم.همين شکلي هستيم .دوباره سوالم را پرسيدم.لري کينگ اينقدر پيرمرد خوبي بود.قشنگ جواب داد.